جــ ــالــ ــب
دهانم پر از حرف است اما با دهان پُر هم نباید سخن گفت .

«آورده اند که روزی شیخ و مریدان در جایگاه ویژه استادیوم آزادی بازی آبی‌ و قرمز را به نظاره بنشسته بودند که ناگاه بادی عظیم وزیدن گرفت و جمله مریدان حامی تیم آبی را با خود ببُرد.
مریدان قرمزدوست را دیدن این صحنه بسیار خوش آمد.
پس شیخ را پرسیدند: یا شیخ، حکمت چیست که این باد، آبیان با خود بِبُرد و ما بر جای خویشتن استوار مانده ایم؟ آیا جز این است که ما حقیم و آنان باطل؟

فرمود: ‌ای غافلان، شاد مشوید و دل‌ خوش مدارید که شما خود سوراخید و باد از میان سوراخ‌هایتان عبور همی‌ کند و

این گونه است که بر جای ماندید...
و مریدان نعره ها بزدندی و گریبان ها دریدندی و به سوی بیابان رهسپارشدندی!!»

 


«روزی جمله مریدان شیخ را گفتند یا شیخ از عجایب آخر الزمان چه باشد؟
گفت اینکه در آن زمان لهو و لعبی باشد به نام فوت بال!
مریدان گفتند فوت بال چه باشد؟
شیخ شرح مفصلی بداد این لهو را،(اعم از تیم و بازیکن و مربی و داور و.......) و فرمود اینان (بازیکنان) سیم و زر بسیار گرفتندی و مفت مفت خوردندی به حالتی که درآمد 1 ماه برابر کار 100 سال حکیم و طبیب بودی!!
که جمله مریدان با شنیدن اوصاف آن،از تعجب انگشت در حلق فرو برده و هی
restart شدندی!
شیخ فرمود:این که چیزی نیست!!از برای این بازی طرفدارانی باشد!
جمله مریدان خشتک بدست گفتند:
یا شیخ:طرفدار چه باشد:گفت هیچ!علافانی که چون تیمشان ببرد خوشنود همی گردند و ذوق مرگ شوند و چون مصیبت و شکستی دست دهد،از شدت غم خشتک خود جر دهند به نیکی!
مریدی گفت:یا شیخ آیا اینان را سود و زر و سیمی هم باشد!
گفت:خاموش سبک سر!که اینان را جز جیغ و فریاد و هلهله و اعصاب خووووووورد چیز دیگری نیست!!
که جمله مریدان از وصف حال اینان تصعید شدندی و چیزی از آنان باقی نماند جز چند خشتک وصله خورده!!!»


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390 :: 11:39 :: به قلم : mehdiahmadian

تصویر وبلاگ
کپی کنید و در وبلاکهاتون قرار بدین و منبع را ذکر کنید.
موضوعات جالب
نويسنده
لینکدونی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

javahermarket